خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





وهابیسم و صهیونیسم؛ سرطان یمن، سوریه و فلسطین

    52 ساله است با خانواده‌ای دیپلمات که سفرهای کاریشان او را به فعال ضد جنگ و حقوق بشر تبدیل کرده و از ساختمان‌های زیبا، خیابان‌های سنگ‌فرش و هوای لطیف و بارانی او را به فلسطین، توپ و خمپاره رسانده است.

    "ونسا بیلی" به گفته خودش فعال مدافع صلح، نویسنده، خبرنگار و عکاس مستقل انگلیسی است. تاکنون دو بار به نوار غزه سفر کرده و سودای سفر به سوریه را دارد. پیگیری اوضاع کشورهای جنگ‌زده او را به تحلیلگری در مسائل منطقه به ویژه مسائل مدنی این کشورها تبدیل کرده است.

    بیلی با حضور در ایسنا از شرایط یمن، سوریه و فلسطین آنچنان که از نزدیک یا به روایت نزدیکان دیده و شنیده، می‌گوید؛ از اتفاقاتی که یمن را فراگرفته، سوریه‌ای که در حال تبدیل شدن به بزرگترین فاجعه بشری است تا فلسطینی که حالا پس از چند ده دهه به یکی از پیچیده‌ترین درگیری‌های منطقه تبدیل شده است.

    یمن

    این فعال ضدجنگ فروردین ماه سال جاری (مارس 2016 ) علیه دولت سعودی و اقداماتش در یمن در سازمان ملل شهادت داد.

    به گفته خودش، بیانیه او "بر این حقیقت متمرکز بود که آمریکا، انگلیس و اتحادیه اروپا به تامین تسلیحات ائتلاف عربستان سعودی ادامه می‌دهند در حالی که جنگ علیه یمن غیرقانونی بوده و بدون اجازه سازمان ملل و تنها با تایید باراک اوباما، رییس جمهور آمریکا آغاز شده است."

    بیلی توضیح می‌دهد: در زمان آغاز جنگ یمن در مارس 2015 آمریکا 33 میلیارد دلار مهمات و تسلیحات به ائتلاف سعودی اختصاص داد. از آن طرف انگلیس 7 میلیارد پوند به همین امر اختصاص داد و فرانسه اخیرا توافقی به ارزش 8 میلیارد دلار در همین زمینه با سعودی‌ها به امضا رسانده است.

    وی با اشاره به بیانیه‌اش در سازمان ملل ادامه می‌دهد: بیانیه من به صورت مشخص به تعداد مهمات و تسلیحاتی پرداخته بود که آمریکا به این ائتلاف ارائه می‌دهد. با وجود اینکه آمریکا در بین امضاکنندگان کنوانسیون خلع سلاح نیست اما این کشور برای صادرات تسلیحات قوانین مشخصی دارد.

    بر اساس قوانین دولت آمریکا صادرات تسلیحاتی این کشور با دو شرط صورت می‌گیرد. اول اینکه این تسلیحات صادراتی به هیچ وجه برای استفاده علیه هدفی (در جنگ) نباید صادر شوند. و دوم این که 99 درصد بمب ها و مهمات صادر شده در صورت استفاده باید به صورت کامل منفجر شده و کم تر از یک درصد آن در محیط باقی بماند چرا که بقایای تسلیحاتی می‌توانند برای انسان‌ها به ویژه کودکان و هم‌چنین حیوانات بی‌اندازه مضر باشند.

    این خبرنگار آزاد با اشاره به این قوانین خاطرنشان ‌می‌کند: اما همین قوانین صادراتی هم از طرف آمریکا در عربستان سعودی نقض می‌شود.

    بیلی که تاکنون نتوانسته به یمن سفر کند اما با بسیاری از فعالان یمنی در ارتباط است از شنیده‌هایش می‌گوید: عربستان سعودی بیش از 56 بار کنوانسیون استفاده از تسلیحات را در یمن نقض کرده است و به ویژه شمال این کشور سجار و صنعا را هدف قرار داده است. از افراد متعددی شنیده‌ام که این مناطق به صورت کامل ویران شده‌اند و هیچ انسانی اجازه تردد در این مناطق را ندارد و به محض دیده شدن از سوی منابع نظمی مورد هدف قرار می‌گیرد. با توجه به اینکه در آغاز حملات، ائتلاف سعودی تاسیسات برق و آب این شهر را مورد هدف قرار داد اکنون شرایط در این مناطق بسیار بحرانی است و مردم به غارها در بیابان‌ها پناه برده‌اند. علاوه بر این شنیده‌ام که به هر دلیلی که از پناهگاه‌شان خارج می‌شوند مورد هدف قرار می‌گیرند.

    وی با اشاره به اتفاقات در حال وقوع در یمن به ادامه بیانیه‌اش در سازمان ملل می‌پردازد: در حقیقت در این مناطق یک نسل‌کشی و پاکسازی قومی در حال وقوع است و مهمات تامین شده از سوی آمریکا به این اتفاق دامن می‌زند. من در بیانیه‌ام این روند کلی را و اینکه چه اتفاقی در حال وقوع است، توضیح دادم و تلاش کردم این حقیقت را ثابت کنم که آمریکا نمی‌تواند استفاده از این تسلیحات را نادیده بگیرد چرا که آمریکا و انگلیس در مرکز کنترل فرماندهی ریاض حضور دارند بنابراین هنگام تصمیم‌گیری درباره تعیین اهداف در یمن از این مواضع اطلاع دارند. این در حالی است که این کشورها سعی می‌کنند ادعا کنند تنها تسلیحات و مهمات ارائه می‌دهند اما هیچ اطلاعی از نحوه استفاده آن ندارند. این ادعا با توجه به حضور نمایندگان این کشورها در مراکز تصمیم‌گیری نظامی عربستان به هیچ وجه صحت ندارد و آنها به اندازه ائتلاف عربستان در جنایات یمن سهیم هستند.

    این فعال صلح هدفش از این بیانیه را این چنین شرح می‌دهد: در مذاکراتمان با مقامات سازمان ملل و نمایندگان کشورها ما خواهان تشکیل یک کمیته مستقل بودیم و هستیم که تمامی تحولات در یمن را بررسی کند. ما با مقامات سازمان ملل گفت‌وگو کردیم اما اکنون تنها کمیته بررسی از سوی رییس جمهور مخلوع این کشور علی عبدالله هادی رهبری می‌شود و ما بحثمان این است که این کمیته نمی‌تواند مستقل و قابل اعتماد باشد. خواسته ما اکنون تشکیل یک کمیته مستقل در سازمان ملل است. ما امیدواریم هم زمان با این اقداماتمان و شهادتهایمان در سازمان ملل و همچنین با همکاری یک سازمان غیردولتی متعلق به جوانان یمنی در آمریکا قانون تحریم صادرات سلاح‌ها را بر اساس دو قانون صادرات تسلیحاتی این کشور در کنگره نیز به تصویب برسانیم.

    فعالان ضدجنگی چون بیلی این روزها اما به نظر می‌رسد فراتر از واقعیت به اقدامات سازمان مللی دل خوش کرده‌اند که البته خودشان هم آن را چندان قابل اعتماد نمی‌دانند. حقیقت این است که طی سال‌های گذشته به روشنی نشان داده شده است که سازمان ملل هم چون خلف از بین رفته‌اش جامعه ملل، نه انگیزه کافی نه توانایی لازم را در حل مناقشات این چنینی دارد. به عبارت دیگر دست سازمان ملل به خوبی دیده می‌شود که زیر سنگ کشورهایی مانده که سره را با ناسره ترکیب کرده‌اند و گوشه‌ایی جنگی را رهبری می‌کنند.

    در مسئله یمن سازمان ملل در سال 2015 با تصویب قطعنامه‌ای ضمن تمدید دوره حکومت هادی بدون برگزاری انتخابات در این کشور به دولت و ارتش وی مشروعیت بخشید. سوال اینجاست که با توجه به این اقدامات سازمان ملل فعالان ضدجنگ چه قدر این نهاد بین‌المللی را در حل بحرانی چون بحران یمن موثر می‌دانند؟  

    بیلی این سوال را این چنین پاسخ می‌دهد: سازمان ملل در بحرانی چون یمن می‌تواند مانند بحران عراق عمل کند که با تصویب فوری تحریم‌ها توانست جان 500 هزار کودک را نجات دهد. من با نمایندگان حقوقی سازمان ملل که در این زمینه‌ها بسیار با تجربه هستند گفت‌وگو کرده‌ام و آنها هم مثل من معتقدند اکنون در یمن کنوانسیون ژنو در حال نقض شدن است. علاوه بر آن  قطعنامه 2216 سازمان ملل (مصوبه سال 2015) براساس مشروعیت دولت هادی صادر شده است. در حالی که مدت قانونی دولت هادی در سال 2015 به پایان رسیده بود و با رای مردم این کشور تمدید نشد و نیروهای خارجی مدت قدرت او را تمدید کردند و به جای ایجاد قانون اساسی و برگزاری انتخابات هادی را بر قدرت ابقا کردند؛ انتخاباتی که هادی نتوانست آن را برگزار کند. با این کار آن‌ها به ارتش او مشروعیت دادند.

    وی با تشریح روند تاریخی در یمن ادامه می‌دهد: به صورت رسمی این تمدید قدرت قرار بود 12 ماهه باشد و هادی پس از پایان این 12 ماه برای بار دوم استعفا داد. او به عدن گریخت و تلاش کرد یک دولت جداگانه در آنجا تشکیل دهد که نتوانست و زمانی که ارتش یمن و حوثی‌ها به عدن رسیدند او به ریاض گریخت. اما قطعنامه 2216 سازمان ملل کاملا بر اساس دفاع از دولتی تعیین شده که خودش آن را دولت مشروع می‌داند و در این قطعنامه تمام این مسائل و فرار هادی به ریاض و درخواستش برای حمله به مردم کشورش نادیده گرفته شده است. علاوه بر این پیش از آغاز حملات عربستان به یمن مردم این کشور در شمال و جنوب تقریبا به توافقی دست پیدا کرده بودند.

    بیلی به صورت ضمنی هم به اظهارات جمال بن عمر، نماینده سازمان ملل در ابتکار عمل صلح یمن اشاره می‌کند که همان زمان گفته بود: "مشخص نیست چرا این حمله صورت گرفت درحالی که گروه ابتکار عمل به قطعنامه و راه‌حلی دست پیدا کرده بود و توافقی هم بین تمام گروه های سیاسی یمن در حال دستیابی بود."

    این فعال حقوق بشر در حالی که پاسخی روشن به رویکردش نسبت به سازمان ملل نمی‌دهد و هم‌زمان که از این نهاد بین‌المللی به دلیل اقداماتش انتقاد می‌کند با فعالیت‌هایش انتظار واکنشی از آن دارد، سعی می‌کند نظرش در این باره را در  خلال این جملات بیان کند: بحث ما این است که سازمان ملل به عربستان در یمن کمک می‌کند. از مارس 2015 تاکنون 10 هزار کودک یمنی جان خودشان را از دست داده‌اند چون که تمامی بیمارستان‌ها نابود شده‌اند. هیچ امدادرسانی به یمن صورت نمی‌گیرد و در عوض در حالی که ادعا می‌شود هر روز صدها تن از اعضای القاعده و داعش در این حملات به دست عربستان کشته می‌شوند این مردم یمن هستند که روزانه جان می‌بازند. به اعتقاد ما اکنون سازمان ملل به جای کمک به حل بحران مانند مسئله عراق به تشدید آن کمک می‌کند و برای جلوگیری از کشتار مردم یمن هیچ اقدامی نمی‌کند. اگر یک روز هم اسم ریاض را در لیست کشورهایی قرار می‌دهد که دست به کشتار کودکان می‌زند بلافاصله آن را از لیست خارج می‌کند. باید خط قرمزی وجود داشته باشد. سازمان ملل نمی‌تواند و نباید به حمایت از این دیوانگان ادامه دهد.

    این عضو از جامعه فعالان صلح سپس به دلایل حمله عربستان به یمن اشاره می‌کند. او معتقد است یکی از این دلایل نگاه استعمارگرایانه عربستان در قبال یمن و وابستگی این کشور به منابع طبیعی مانند آب است که در عربستان وجود ندارد. به اعتقاد بیلی  اما دلیل مهمتر "از جنبه سیاسی از زمان ورود آمریکا به این مناقشه مشخص می‌شود که نشان دهنده اهمیت ژئوپولیتیکی این منطقه است."

    علاوه بر این " قرار داشتن یمن در آستانه تشکیل دولت خود و دموکراسی" می‌توانست آینه‌ای در قبال دیکتاتوری در عربستان باشد که به این ترتیب این مسئله هم به محاق رفت.

    بیلی در حالی این مسائل را مطرح می‌کند که اکثر رسانه‌های جهانی از نقش ایران در یمن و توطئه‌چینی تهران علیه عربستان به عنوان یکی از چندین دلایل آغاز جنگ ائتلاف عربی علیه یمن یاد می‌کنند.

    وی با اشاره به وجود فضای رسانه‌ای متفاوت در ایران درباره این ادعاها می‌گوید: من می‌توانم از سوی یمنی‌هایی که از آن‌ها شنیده‌ام صحبت کنم. آنها می‌گویند دخالت ایران در یمن یا حمایت نظامی از نظامیان نیروهای مقابل عربستان سعودی به هیچ وجه صحت ندارد. تمامی گروه‌های سیاسی از جمله حزب‌الله یمن از حمایت‌های رسانه‌ای ایران قدردانی می‌کنند اما روشن است که ایران به صورت عامدانه و آگاهانه در این جنگ دخالت نمی‌کند. رسانه‌ها (خارجی) اما در تبلیغات سیاسی خود تلاش می‌کنند که این جنگ را نبردی قومی و مذهبی جلوه دهد که در آن ایران از حوثی‌ها حمایت می‌کند. اما براساس گفت‌وگو هایی که من با افراد یمنی متعدد داشته‌ام این ادعا تنها فاصله‌ای است که در تبلیغات از واقعیت گرفته می‌شود. بله من موافقم که در غرب این جنگ به عنوان جنگ شیعه وسنی یا عربستان و ایران به تصویر کشیده شده است اما این در حالی است که مردم سنی یمن اکثرا از فرقه شافعی هستند که درگیری با مذهب شیعه از نظر ایدئولوژیک ندارد.

    این تحلیلگر مسائل منطقه در ادامه از "فرقه گرایی" به عنوان "سلاح بسیار مهم وهابیت و صهیونیسم" یاد می‌کند و دلیل استفاده از این مسئله را به این ترتیب توضیح می‌دهد: یکی از دلایل این است که آنها به دنبال پیش بردن طرح عربستان برای تقسیم یمنی هستند که اکثرشان از انصارالله حمایت می‌کنند. طرح تبلیغات فرقه‌گرایی سلاحی‌ است که برای ایجاد انشقاق و فروپاشی نه تنها در یمن که در سوریه و سایر مناقشات منطقه هم استفاده می‌شود؛ طرحی که جان کری، وزیر خارجه آمریکا از آن به عنوان طرح جایگزین یاد می‌کند اما حقیقت این است که طرح تقسیم سوریه به هر تعداد منطقه‌ای که ممکن است در حقیقت طرح اصلی است.

    بیلی جامعه یمن را جامعه‌ای می‌داند که " همه در آن یک خدا را در یک مسجد عبادت می‌کنند، با یکدیگر ازدواج می‌کنند و هرگز هیچ مسئله قومی و مذهبی بین آنها مطرح نبوده است."

     وی این فضا را در سوریه نیز مشابه می‌داند: شرایط در سوریه هم همین‌طور است. هیچ مناقشه مذهبی و قومی و نژادی در سوریه وجود نداشته و ندارد. بنابر تجربه‌هایی که من شنیده‌ام هیچ بحث شیعه و سنی در این کشور وجود ندارد و این مسئله از سوی افراط‌گرایان که اصالتا عربستانی هستند مطرح و ایجاد شده است و آگاهانه و عامدانه سعی دارد تا جامعه مسلمانان را دچار اختلاف و چند دستگی کند.

    این کارشناس انگلیسی گریزی هم به ادعای خود در همکاری بین صهیونیسم و وهابیسم می‌زند و توضیح می‌دهد: هر دوی این اندیشه‌ها فوق العاده افراطی و نژادپرست هستند. از نظر ایدئولوژیک شاید تفاوت‌های بسیاری بین این دو وجود داشته باشد اما حقیقت این است که افراط گرایی آن‌ها را پیش می‌برد. اگر به اهداف و آرمان‌های آنها نگاه کنیم آن‌ها را شانه به شانه خواهیم دید. هر دوی این ایدئولوژی‌ها بر اساس مشی نژادپرستی حرکت می‌کنند. آنها می‌خواهند منطقه منشق، ضعیف و چند تکه باشد. اسرائیل هم مانند عربستان برای رسیدن به این هدف به دنبال راه انداختن مناقشات شیعه و سنی برای مثال بین حزب الله و مردم لبنان است. بنابراین از نظر ایدئولوژیک این دو جنبش‌هایی افراط گرا هستند که به نظر من در ایجاد شرایط و بحران‌های خاورمیانه با یکدیگر همکاری می‌کنند.

    سوریه

    ونسا بیلی قرار بود طی ماه ژوئیه به همراه شورای صلح آمریکا به سوریه سفر کند؛ سفری که به گفته خودش بارها با سنگ‌اندازی‌های متعدد در انجام آن ناکام بوده است.  

    او درباره این سفر می‌گوید: برای این شورا این یک ماموریت حقیقت‌یاب است ولی برای من بیشتر دیدار و گفت‌وگو با مردم اهمیت دارد. من نمی‌توانم صدای مردم سوریه باشم اما می‌توانم صدای آن‌ها را در غرب رساتر کنم.

    این فعال رسانه‌ای از منظر دیگری به جنگ سوریه نگاه می‌کند و ادامه می‌دهد: من فکر می‌کنم مسئله مهم در سوریه جنگ تبلیغاتی است که به اختلافات قومی و نژادی دامن می‌زند و اکنون یکی از خطرناک‌ترین تسلیحات غرب و امپریالیسم در کشورهای هدف است. این رویکرد می‌تواند قدرت بیشتری در هر یک از طرفین ایجاد کند چرا که به این وسیله می‌توان درگیری نظامی را با یک درگیری حقوق بشری جعلی ترکیب کرد.

    بیلی جنگ در سوریه را جنگی تمام عیار می‌داند که پیش از این "هرگز شاهد چنین جنگ هم زمانی علیه یک کشور نبودیم.": این جنگ چه از منظر تبلیغاتی، چه تحریم‌های اقتصادی که علیه مردم سوریه اعمال شده، چه به صورت رهاسازی صدها هزار تکفیری در سراسر سوریه که هر روز دست به قتل عام مردم سوریه می‌زنند و چه از منظر رسانه‌های متخاصمی که کاملا گزارش‌هایی یک جانبه در این باره منتشر می‌کنند، بی‌سابقه است.

    این عضو "جنبش همبستگی سوریه" نقش هم‌قطاران و هم‌نظران خود را در این میانه این چنین می‌داند: نقش ما باید مقابله با این پروپاگانداها باشد و همزمان باید از حق حکومت مردم سوریه بر خود دفاع کنیم. ما در این کشور دو بار شاهد تصمیم‌گیری مردم بودیم که کاملا از سوی کشورهای غربی نادیده گرفته شد. بنابراین وقتی من می‌گویم باید از صدای مردم سوریه حمایت کنیم منظورم این است که اجازه دهیم خودشان درباره آینده کشورشان تصمیم بگیرند. گمان می‌کننم که جنگ ما جنگ تبلیغات است ما همیشه آنطور که برای مثال با ایجاد منطقه پرواز ممنوعی مقابله می‌کنیم که نتیجه‌اش نابودی سوریه خواهد بود باید با این تبلیغات هم که همان خوانش ناتو و آمریکاست مقابله کنیم.

    فلسطین

    بیلی که از دنیای غرب به دنیای گلوله و باروت خاورمیانه روی آورده در سال‌های 91 و 92 شمسی دو بار به نوار غزه سفر کرده است و ادعا می‌کند با نحوه فعالیت جامعه فلسطین آشناست.

    وی درگیری اسرائیل – فلسطین را یکی از قدیمی‌ترین درگیری‌های منطقه می‌داند که پس از چندین ده سال بدون هیچ قطعنامه‌ای ادامه پیدا کرده و می‌کند.

    بیلی که خود در نوار غزه  فعالیت‌های اجتماعی متعددی از جمله ایجاد مرکز حمایتی از سالمندان را دارد از فعالیت‌های سازمان‌های مردم نهاد در این منطقه به عنوان تلاشی برای شکست جنبش مقاومت یاد می‌کند و سیر تاریخی فعالیت این سازمان‌ها در فلسطین را روایت می‌کند:  درسال 1993 پیش از انعقاد و اجرای قرارداد اسلو حدود 400 سازمان مردم نهاد (NGO) در فلسطین فعالیت داشتند. پس از توافق اسلو ما شاهد انفجار NGO ها بودیم در حالی اکثرا حامیان ممالی این سازمان‌ها آمریکایی و غربی بودند و به هیچ وجه نمی‌توان نامشان را غیر دولتی گذاشت.

    این فعال ضد اسرائیل با اشاره به فرآیند کاری این سازمان‌ها ادامه می‌دهد: بین سالهای 1995 و 2016 این سازمان‌ها از حدود 400 مورد به بیش از 1400 مورد رسیدند. اکنون در 2016 من حدس می‌زنم که تقریبا 2000 سازمان مردم نهاد در فلسطین فعالیت دارند. این سازمان چه می‌کنند؟ آنها ساکنان را به همکاری می‌پذیرند در سازمان‌هایی که غربی‌ها آن‌ها را راه‌اندازی کرده‌اند. پس از آن در جنبش مقاومت ریشه می‌دواند و آنها را ضعیف کرده ، فریب داده و با پول مردم را به بازی می‌گیرند. و این هدف غایی سازمان های مردم نهاد اینچنینی است. تمامی فعالیت کشاورزی و آموزشی در فلسطین همگی توسط این سازمان های مردم نهاد مدیریت و کنترل می‌شوند. پس اکنون بهتر می‌توانید میزان عمق و قدرت این درگیری‌ها را درک کنید. اگر به بودجه این سازمان‌ها نگاهی بیاندازید می‌بینید که اکثرا آن‌ها از سوی سازمان ملل و آمریکا تامین می‌شوند که همگی همکاری‌های نزدیکی با اسرائیل دارند.

    بیلی معتقد است، فلسطین از سه طریق اشغال شده است: اسرائیل، رهبری خود و سازمان‌های مردم نهاد.  

    مدیر سایت "دیوار فرو می‌ریزد" که این سایت را در حمایت از مردم غزه راه‌اندازی کرده در ادامه اظهاراتش به راه‌حل دو کشوری برای حل مسئله فلسطین اشاره می‌کند: به اعتقاد من این راه حل به طور کل باید فراموش شود. چرا که با توجه به شرایط فعلی غیر ممکن است. در مناطق اشغالی در غزه حتی نمی‌توانند زندگی مشترک با اسرائیلی ها را متصور شوند. چرا که تمام این راه حل دو کشوری به این معنی است که اسرائیل به رفتار فعلی خودش ادامه خواهد داد و هیچ کنترلی بر آن نخواهد بود.

    بیلی می‌گوید، تنها راه حل موجود راه حل یک کشوری است.

    او که به خوبی می‌داند این راه‌حل رویایی است و به شدت دور از واقعیت، ادامه می‌دهد: می‌دانم این رویایی غیر ممکن است اما برای رسیدن به این راه حل اسرائیل باید خلع ارتش و سلاح شود. به طور کامل ارائه تسلیحات به اسرائیل باید تحریم شود. باید بدانیم که اسرائیل با تسلیحات کامل هرگز پای مذاکره نخواهد آمد. پس از منظر روانشناسی هم این چنین است که دو طرف باید در یک سطح قرار گیرند تا به میز مذاکره بیایند نه مذاکره‌ای بر اساس قدرتمند وضعیف بلکه مذاکره بر اساس برابری.

    بیلی 52 ساله یکی از عوامل موثر در راه‌گشایی مسئله فلسطین را "پیروزی در سوریه" می‌داند و بسیار قاطعانه معتقد است،‌ این پیروزی نه تنها در فلسطین که تغییرات بسیار بزرگی در  درگیری‌های منطقه ایجاد خواهد کرد.

    وی توضیح می‌دهد: زمانی که سوریه پیروز شود هم‌زمان فشارهای متعددی به سازمان ملل، اسرائیل و آمریکا وارد می‌شود که متوجه می‌شوند نمی‌توانند هر وقت که اراده کنند یک کشور مخالف را نابود کنند. این مسئله هژمونی اسرائیل را در منطقه کاهش می‌دهد.

    تهیه و تنظیم: عاطفه مرادی


    این مطلب تا کنون 5 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : سازمان ,مردم ,سوریه ,می‌کند ,عربستان ,بیلی ,مردم نهاد ,مردم سوریه ,ادامه می‌دهد ,توضیح می‌دهد ,عربستان سعودی ,
    وهابیسم و صهیونیسم؛ سرطان یمن، سوریه و فلسطین

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده